رفتن به محتوا
پیوند
v0.1.0

واژه‌نامه

واژه‌های فارسی پیوند و معادل انگلیسی‌شان. هر واژه در همه‌ی صفحه‌ها یک معنا دارد.

پیش‌نویساز نسخه‌ی ۰٫۱٫۰به‌روزرسانی

واژه‌ها

فارسیانگلیسییعنی
توکنtokenیک تصمیم طراحی که اسم دارد: رنگ، اندازه، فاصله یا مدت.
نقشroleکاری که یک رنگ انجام می‌دهد، مثل «رنگ اصلی» یا «سطح».
پالت تونالtonal paletteنردبانی از یک رنگ، از تیره به روشن، بر پایه‌ی روشناییِ ادراکی.
تونtoneشماره‌ی هر پله‌ی پالت؛ عددش روشناییِ ادراکی است.
جزءcomponentقطعه‌ای از رابط که رفتار و ظاهرش یک‌بار ساخته و همه‌جا استفاده می‌شود.
واریانتvariantشکل‌های مختلف یک جزء، مثل دکمه‌ی پر و دکمه‌ی خطی.
حالتstateوضعیت لحظه‌ای یک جزء: عادی، هاور، فشرده، غیرفعال.
صحنهstageبخش بالای صفحه که اجازه دارد زنده باشد.
کارworkبخشی که خوانده یا پر می‌شود و باید آرام بماند.
کنتراستcontrastنسبت روشنایی متن به زمینه؛ کف ما ۴٫۵ به ۱ است.
نیم‌فاصلهZWNJکاراکتری که «می‌شود» را از «می شود» جدا می‌کند و بخشی از متن است.