| توکن | token | یک تصمیم طراحی که اسم دارد: رنگ، اندازه، فاصله یا مدت. |
| نقش | role | کاری که یک رنگ انجام میدهد، مثل «رنگ اصلی» یا «سطح». |
| پالت تونال | tonal palette | نردبانی از یک رنگ، از تیره به روشن، بر پایهی روشناییِ ادراکی. |
| تون | tone | شمارهی هر پلهی پالت؛ عددش روشناییِ ادراکی است. |
| جزء | component | قطعهای از رابط که رفتار و ظاهرش یکبار ساخته و همهجا استفاده میشود. |
| واریانت | variant | شکلهای مختلف یک جزء، مثل دکمهی پر و دکمهی خطی. |
| حالت | state | وضعیت لحظهای یک جزء: عادی، هاور، فشرده، غیرفعال. |
| صحنه | stage | بخش بالای صفحه که اجازه دارد زنده باشد. |
| کار | work | بخشی که خوانده یا پر میشود و باید آرام بماند. |
| کنتراست | contrast | نسبت روشنایی متن به زمینه؛ کف ما ۴٫۵ به ۱ است. |
| نیمفاصله | ZWNJ | کاراکتری که «میشود» را از «می شود» جدا میکند و بخشی از متن است. |